پيام های اداری 1
مشورت خواهی
شاوِر قَبلَ أن تَعزِم
پيش از هر تصميم و اقدامی، با اهل فنّ مشورت کن. غررالحکم
افكار و انديشه هاى يك مدير
مشورت خواهی
شاوِر قَبلَ أن تَعزِم
پيش از هر تصميم و اقدامی، با اهل فنّ مشورت کن. غررالحکم
سلام بر شما دوستان خوب و بزرگوار كه از راههاي گوناگون، اظهار محبت خودتون رو نسبت به اينجانب در دوره غيابم بخاطر سفر بيت الله الحرام اعلام كرديد. چند روزي است كه برگشته ام و فراموش نكنم كه به ياد همه شما خوبان بوده ام و براي يكايك شما دعا، زيارت، و نماز بجا آورده ام.
راستي، با اينكه هنوز در كسالت و ناخوشي بسر مي برم ولي به زودي و ظرف چند روز آينده، وبلاگم رو به روز مي كنم. البته لازم به ذكر است كه وبلاگ مطالعات عمومي ام ظرف اين مدت فعال بوده و اگر سري زده باشيد مجموعه اي از نوشته هاي من رو در خصوص حج ديده ايد. حتما به اينجا سري بزنيد. متشكرم
با سلام و عرض ادب به محضر شما خوانندگان عزيز، به دليل عزيمت به سفر بيت الله الحرام شايد يك ماهي نتوانم وبلاگم رو به روز كنم. پيشاپيش عذرخواهي مي كنم. بي ترديد؛ دعاگوي وجود شريف شما خوبان در تمامي فرصتهاي استثنايي خواهم بود.
3- پاسخگويي به ملّت
اگر معيار در واسپاری پست و مقام، خواست مردم شد و مسئوليت، امانتی الهی از سوی مردم تلقی گرديد، بی ترديد، فردِ برخوردار از پست و جايگاه اجتماعی، ناگزير از پاسخگويی در برابر ملت( و به تعبير امير مؤمنان علی عليه السلام "رعيت ") می باشد.
رسول گرامی اسلام می فرمايد: " يکايک شما، نگهبان (حقوق مردم) و مسئول در برابر آنها هستيد"[1] .
مرحوم استاد مطهری در اين خصوص چنين می فرمايد: در نهج البلاغه ... از حقوق واقعي توده مردم و موقع شايسته و ممتاز آنها در برابر حكمران و اين كه مقام واقعي حكمران، امانتداري و نگهباني حقوق مردم است غفلت نشده بلكه سخت بدان توجه شده است . در منطق اين كتاب شريف ، امام و حكمران ، امين و پاسبان حقوق مردم و مسؤول در برابر آنها است، از اين دو - حكمران و مردم - اگر بناست يكي براي ديگري باشد ، اين حكمران است كه براي توده محكوم است، نه توده محكوم براي حكمران. سعدي همين معني را بيان كرده آنجا كه گفته است:
گوسفند از براي چوپان نيست
بلكه چوپان براي خدمت اوست
ايشان در ادامه به تبيين مفهوم زيبای " رعيت " پرداخته و می نويسند: واژه "رعيت" علي رغم مفهوم منفوري كه تدريجاً در زبان فارسي به خودگرفته است ، مفهومي زيبا و انساني داشته است. استعمال كلمه "راعي" را در مورد "حكمران" و كلمه "رعيت" را در مورد "توده محكوم" اولين مرتبه در كلمات رسول اكرم و سپس به وفور در كلمات علي عليه السّلام مي بينيم .
اين لغت از ماده "رعي" است كه به معني حفظ و نگهباني است ، به مردم از آن جهت، كلمه "رعيت" اطلاق شده است كه حكمران، عهده دار حفظ و نگهباني جان و مال و حقوق و آزاديهاي آنها است .
حديث جامعي از نظر مفهوم اين كلمه وارد شده است ، رسول اكرم ( ص ) فرمود : "كلكم راع و كلكم مسئول، فالامام راع و هو مسؤول، و المرأة راعية علي بيت زوجها وهي مسئولة و العبد راع علي مال سيده و هو مسئول، ألا فكلكم راعٍ وكلكم مسئول[2]" يعنی " همانا هر كدام از شما نگهبان و مسئوليد، امام و پيشوا، نگهبان و مسؤول مردم است، زن نگهبان و مسؤول خانه شوهر خويش است، غلام نگهبان و مسؤول مال آقاي خويش است، هان پس همه نگهبان و همه مسئوليد"[3].
[1] - کلّکم راع و کلکم مسئول عن رعيته . صحيح مسلم3/1459 .
[2] - صحيح بخاری، ج7، کتاب نکاح.
[3] - سيری در نهج البلاغه، مرتضی مطهری، ص 127.
۲- امانتِ بزرگ
بی ترديد؛ مسئوليت، وديعه ای است از سوی پروردگار و مردم که شايسته است زمامدار و مسئول بدان با تأمل و دقت بنگرند.
حضرت ، خطاب به فرماندار آذربايجان " اشعث " می فرمايد: " مسئوليت، وسيله آب و نان برای تو نيست بلکه امانتی است که بر گردن تو سنگينی می کند[1] " .
نيز در ادامه نامه می فرمايد: " اموال الهی در دست توست، و تو يکی از خزانه داران آن هستی تا آنها را به من تحويل دهی[2] " .
با تأمل در فرمايشات حضرت، نکات زير رخ بر می نمايد.
اولاً. مسئول بداند و توجه کافی داشته باشد که پست و وموقعيت وی موقت است و نه دائم.
ثانياً. خويش را متعهد بداند که امانت را بی کم و کاست به صاحبان اصلی اش بازگرداند.
ثالثاً. باور داشته باشد که بازگردندان مسئوليت و تعيين زمان و نحوه آن، بر عهده صاحبان اصلی است و نه وی. بنا براين هرگاه آنان شايسته بدانند می توانند مسئوليت را از وی بازستانده و وی ناگزير از سپردن آن به فردی ديگر بر حسب انتخاب مردم و يا نمايندگان آنها خواهد بود.
مرحوم استاد مطهری ره ، بيانی رسا و مستدلّ در اين باره دارند: در سوره مباركه " نساء " آيه 58 چنين ميخوانيم : " إن الله يامركم أن تؤدّوا الامانات الي اهلها و إذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل" ْ يعنی " خدا فرمان مي دهد كه امانتها را به صاحبانشان برگردانيد و وقتي كه ميان مردم حكم مي كنيد ، به عدالت حكم كنيد" . طبرسي در مجمع البيان در ذيل اين آيه مي گويد : "در معني اين آيه چند قول است: يكي اينكه مقصود مطلق امانتها است، اعم از الهي و غير الهي، و اعم از مالي و غير مالي، دوم اينكه مخاطب حكمرانانند، خداوند با تعبير لزوم اداء امانت حكمرانان را فرمان ميدهد كه به رعايت مردم قيام كنند."
سپس مي گويد : " مؤيد اين معني اينست كه بعد از اين آيه بلافاصله مي فرمايد : "يا أيها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامرمنكم". در اين آيه مردم موظف شده اند كه امر خدا و رسول و ولاة امر را اطاعت كنند. در آيه پيش، حقوق مردم و در اين آيه متقابلاً حقوق ولاة امر يادآوري شده است.
از ائمه عليهم السلام روايت رسيده است كه از اين دو آيه يكي مال ما است (مبين حقوق ما بر شما است) و ديگري مال شما است (مبين حقوق شما بر ما است)... امام باقر عليه السلام فرمود: " اداء نماز و زكوه و روزه و حج از جمله امانات است، از جمله امانتها اين است كه به ولاه دستور داده شده است که صدقات و غنائم و غير آنها را از آنچه بستگی دارد به حقوق رعيت، تقسيم نمايند... " . در تفسير الميزان نيز در ذيل اين آيه از علی عليه السلام چنين روايت می کند : " حق علی الامام أن يحکم بما أنزل الله و أن يؤدی الامانة فإذا فعل ذلک فحق علی الناس أن يسمعوا له و أن يطيعوا و أن يجيبوا إذا دعوا " . يعنی " بر امام لازم است که آنچنان حکومت کند در ميان مردم که خداوند دستور آنرا فرود آورده است و امانتي كه خداوند به او سپرده است ادا كند، هر گاه چنين كند بر مردم است كه فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتش را اجابت كنند ".
استاد شهيد (ره) در ادامه می نويسند: " چنانكه ملاحظه مي شود، قرآن كريم، حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان "امين" و "نگهبان" اجتماع مي شناسد، حكومت عادلانه را نوعي امانت كه به او سپرده شده است و بايد ادا نمايد تلقي مي كند. برداشت ائمه دين و بالخصوص شخص اميرالمؤمنين علي عليه السلام عينا همان چيزي است كه از قرآن كريم استنباط مي شود [3].
[1] - و إن عملک ليس لک بطعمة و لکنه فی عنقک أمانة. نهج البلاغه، نامه 5 .
[2] - و فی يديک مال من مال الله عزو جلّ و انت من خزانة حتی تسلمه الیّ. همان.
[3] - سيری در نهج البلاغه، مرتضی مطهری، ص 127.
در نگاه دين، مسئوليت و به طور کلی هر پست و مقام تا زمانی کارآمد و برخوردار از ارزش و جايگاه است که بتوان از طريق آن، خدمتی به آحاد بشر ارزانی داشت و يا در راستای رشد و کمال معنوی انسان قرار گيرد. در غير اينصورت ، به ابزاری برای سرکوب و ارعاب مردم و دوری از ارزشهای اخلاقی و بشری تبديل خواهد گرديد.
در جای جای نهج البلاغه و کلمات درربار رهبران دينی، اين نکته به عنوان راهبردی اصولی برای پذيرش حکومت و قدرت مطرح گرديده است.
اگر فرد توانست در دوره مديريت و رياست، مشکلات و معضلات جامعه را مرتفع ساخته و يا به حداقلّ برساند، قهراً چنين ساعات و لحظات، از بهترين دوران زندگی انسان به شمار خواهد آمد.
به هر حال؛ پست و مقام از ديدگاه اوليای دين، دارای ويژگی هايی است که در سطور ذيل به پاره ای از آنها اشاره می گردد.
1- وظيفه الهی
در حقيقت؛ هدايت و اداره امور جامعه، وظيفه ای است الهی که برای احقاق حقوق ستمديدگان و محرومان بر گردن افراد توانمند و کارآمد جامعه نهاده شده است. امام علی عليه السلام در خطبه معروف شقشقيه می فرمايد : " به خدايي كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر بيعت كنندگان نبودند و ياران، حجت بر من تمام نميكردند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمكار شكمباره را بر نتابند و به ياري گرسنگان ستمديده بشتابند، رشته اينكار(حکومت) را از دست ميگذاشتم و پايانش را چون آغازش ميانگاشتم"[1].
و يا به هنگام بيعت مردم با عثمان، فرمود: " شما به خوبی می دانيد که من از هرکسی به حکومت شايسته ترم و سوگند به خداوند تا هنگامی که اوضاع مسلمانان روبراه باشد و جز به من بر کسی ستم نشود، همچنان خاموش خواهم ماند و اين نيست جز به خاطر اجر و مزد، و ارزشِ آن و نيز برای کناره گيری از زر و زيورهای دنيوی که شما به دنبال آن می دويد"[2] .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] - أما و الذی فلق الحبة و برأ النسمة … من عطفة عنز. نهج البلاغه، خطبه3.
[2] - لقد علمتم أنّی أحق بها من غيری و والله لاُسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يکن فيها جور إلا علیّ خاصة التماساً لاجر ذلک و فضله، و زهداً فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه .نهج البلاغه، خطبه 73.

مقاله
امام موسى صدر و سيد حسن نصرالله
دو مرد از سلاله رسول الله
آغاز و امتداد خيزش بزرگ اسلامي
را كه به مناسبت سالگشت ربوده شدن ايشان نگاشته ام، در اينجا ببينيد. متشكرم

معرفی نخستين کتاب
در عرصه آشنايی کارکنان سازمانها با وظايف و حقوق خويش
از ديدگاه امام علیu
نگرش بنيادين بر نظام تحول اداری در سازمان ها و نهادهای حکومت اسلامی، نيازمند شناخت عميق و ژرف از آموزه های اخلاقی دين می باشد و بی آن؛ تمامی نقشه ها و طرح ها نقش بر آب است.
عدم توجه کافی از سوی دست اندرکاران به لوازم و اقتضائات نظام اسلامی و نوع تعامل کارگزاران حکومت با مردم و نيز مناسبات فيمابين سطوح حاکميت، و کوتاهی هايی که در تبيين نظريه پردازی دينی از سويی و در تحقق آرمان های علوی در حکومت از سوی ديگر شده است، غير قابل اغماض می باشد.
و آنچه امروز در سطوح و لايه های گوناگون ادارات و سازمان ها شاهد آن هستيم، کم توجهی به اصول و بايسته های اخلاقی است. و ماداميکه نتوان در صدد حلّ و رفع اين معضل و بحران مديريتی برآمد، نمی توان از يک تحول عظيم در ادارات و سازمانها سخن گفت.
بايد اعتراف نمود که پس از گذشت بيش از دو دهه از عمر پر برکت نظام دينی، تا کنون توجه بايسته ای به نقش اساسی و پر رنگِ کارکنان در دستگاه های اداری نشده به گونه ای که تصور می رود اين قشر پر تلاش و خدوم، خويش را مخاطب بيانات دلنشين و دستورات اخلاقی و حکومتی مولای متقيان علی u و ديگر رهبران دينی تلقی ننموده است.
ارائه مناسب و عرضه بی طرفانه افکار و انديشه های بلندِ علوی به محضر کارکنان شريف، و در پرتو آن، آگاهی و شناخت دقيق آنان با وظايف سازمانی و اخلاق صنفی خويش، زمينه هر گونه ساماندهی نظام اداری و تحول سازمانی در تمامی سطوح مديريتی کشور را فراهم خواهد ساخت.
در اين راستا، و به دليلِ اولويت های ذيل، نگارنده در صددِ تأليف اين نوشتار برآمد.
1. نبود پيشينه تحقيقی مستقلّ در اين خصوص
2. ضرورت عطف توجه ويژه و محوری به قشر کارمند در نظام تحول اداری با عنايت به اينکه:
· کارکنان، گسترده ترين طيف کارگزاران نظام اسلامی را تشکيل می دهند.
· آينده مديريت کشور و نظام بر عهده اين قشر خواهد بود.
· در حال حاضر بازوهای اجرا و تکيه گاه اصلی در روند اصلاح و بهينه سازی نظام اداری، آنان هستند به گونه ای که بدون ايجاد تحول در ميان آنها، اميد هيچ پيشرفتی در بازسازی درون سازمانی ادارات و ارگان های نظام نمی رود.
اين کتاب که نخستين نوشتار از علی اصغر عطاران طوسی در حوزه " سازمان و مديريت اسلامی" است، " نقش و حقوق کارکنان در سازمان ها از ديدگاه امام علیu " نام گرفته و در بهار 1384 از سوی بوستان کتاب قم در 247 صفحه و به قيمت 2100 تومان منتشر گرديده است. کتاب فوق از چاپ دوّم خارج شد.
ارزش و جايگاه مديريت
جايگاه و موقعيت مدير از نگاه دين، بسي والا و ارزشمند است، مدير در رهبري و هدايت امت به سوي آسايش، امنيت ، و فلاح و رستگاري، نقشي بسزا دارد. سلامت و استقامت جامعه در مسير سعادت و پيشرفت، به حضور مديريت ممتاز و ايفاي نقش برجسته اين جايگاه در سطوح و لايه هاي گوناگون اجتماعي بستگي دارد.
بدون شك جامعه، نيازمندِ هدايتگراني شايسته براي هدايت امور و تأمينِ به موقع و متناسبِ كليه نيازهاي خويش مي باشد.
مكاتب سياسي و اجتماعي، همگي به گونه اي از مديريت شايسته سخن مي رانند، ليكن هر يك با تعريف دلخواهِ و مطابق مصالح وارزش هاي خويش. و اگر چه تمامي آنها بر اهميت و ارزشمندي مديريت در اداره امور جامعه تصريح دارند ولي در قالب نگرش خاص خويش.
ناگفته پيداست كه تعريف دين از مدير شايسته با نگرش هاي لائيك و سكولار، متفاوت است كه انشاء الله در مباحث آينده بدان خواهم پرداخت.
دين اسلام معتقد است اگر مدير، افزون بر تمامي شايستگي هاي مديريتي _ شامل تخصص لازم، توانمندي و تجربه كافي، كياست و تيزبينيِ قابل قبول، و انعطاف پذيري و بسياري از ويژگي هاي فردي و اخلاقي ديگر _ عدالت محور بود و از خلال مديريتِ خويش توانست حقّی را برای مظلوم بازستاند و يا ظالم و ستمگری را بر سر جای خويش نشاند، مديريت او مورد پذيرش است، و بر مسند و جايگاه واقعي خويش تكيه زده است. در غير اين صورت، او، اين موقعيت اجتماعي را غصب نموده و به جفا و ستم بر آن عريكه نشسته است.
به هر تقدير، ارزشمندي اين جايگاه بر كسي پوشيده نيست و تعابير بزرگان دين و شخصيتهای برجسته علمی، بيانگر امتياز اين جايگاه و اهميت نقش آن است.
با هم برخی از گفته های آنان را دنبال می کنيم.
پيش سخن
مديريت، مقوله ای است کاملاً تخصصی که ره يابی به ابعاد ناشناخته و پيچيده آن، در توانِ هر فرد نيست. عالمان رشته مديريت، پس از ساليان تحصيل، تحقيق، مطالعه و غور در کتب و مقالات دانشمندان ، توانسته اند تنها به بخشی از پيچ و خمهای اين دانش، دست يابند و کمتر دانشمندی است که در تمامی ابعاد و زوايای متنوع اين علم، تخصص يافته باشد.
در ميان جوامع علمی کهن به ويژه جوامع اسلامي، هيچ کتابی را نمی يابيم که ريزترين مباحث مديريتی را به بهترين شکل ممکن، مورد توجه قرار داده باشد و موشکافانه وارد حيطه ها و ابعاد گوناگون اين دانش بشری شده باشد و الگوهای برتر را ـ که هنوز پس از هزار و اندی سال از طراوت و تازه گی آن کاسته نشده باشد ـ ارائه نمايد.
فرا رسيدن ماه شعبان، ماه رسول خدا را به شما بازديد كنندگان عزيز تبريك مي گويم و توفيق روز افزون برايتان آرزو دارم . در صورت تمايل مي توانيد مقاله اينجانب را با عنوان " ماه شعبان، ماه رسول الله از راه رسيد " در اينجا ببينيد. التماس دعا
بازنگری در عفو، چرا ؟
بی ترديد؛ همانگونه که در فرمايش حضرت آمده است، ارزش اين قبيل رفتارهای پسنديده، آنقدر پر بها و قيمتی است که هيچ به قيمت نمی آيد. از اين رو؛ شايسته نيست چنين حُسن رفتارهايی، دوباره مورد ارزيابی و بازنگری قرار بگيرند تا چه رسد به پشيمانی و ندامت از آنها.
حضرت امير مؤمنان علی عليه السلام به مالک اشتر سفارش می کند: " مبادا از عفو و بخشش خويش، پشيمان گردی "[1].
در واقع؛ کرامت انسانی نيز به کارمند شريف، چنين اجازه ای نمی دهد که وقتی در برابر اهانت و يا برخورد ناپسند ديگران، کريمانه و با گذشت و بزرگواری، رفتار نموده، دوباره خويش را در باتلاق خواسته های نفسانی خويش قرار داده و از کردار خويش، پشيمان گردد.
دستآوردهای عفو و گذشت
عفو در بيان امام
تعابير والايی که از امام علی عليه السلام در اين خصوص، برجای مانده، بسيار نويد بخش و اميدوار کننده است، در بيان آن حضرت، عفو و بخشش؛
5- عدم پشيماني از عفو
در گيرودارِ کارهای اجرايی، فرصتهايی پيش می آيد که از سوء رفتار ارباب رجوع و يا همکاران و حتی مسئولان مافوق، دلگير و رنجيده خاطر گشته و بدين ترتيب؛ گاه ساعتها، روزها و يا حتی ماهها، کدورت ادامه يافته، ولی مطمئناً با اندکی تأمل و درنگ، و با استمداد از ذات لايزال الهی، فرد خاطی و مقصر را بخشيده و از وی در می گذريد.
چنين بزرگواری و مناعت طبعی، از ويژگی های انسانهای کريم و پاک سرشت به شمار می آيد. اينان هستند که با پا گذاردن بر روی هوای نفسانی خويش و پشت پازدن به خوشی و لذت زودگذر، گذشت و بخشش را بر انتقام ترجيح داده و می پسندند، چرا که " در عفو و بخشش، لذّتی است که در انتقام نيست".
گذشت از مسئول مافوق
عالم برجسته مرحوم امين صاحب کتاب گرانسنگ اعيان الشيعه در شرح احوال خود در دوران تحصيل و تدريس در نجف اشرف حكايت كرده است: "در عراق سه سال قحطی و گرانی به وجود آمد و هم زمان با آن در لبنان هم قحطی شده بود و مستمری ما در سال فقط پنج ليره عثمانی بود، در حاليکه هفت سر عائله بوديم و طبعاً اين مبلغ به جائی نمی رسيد و من هم خودم را به متوسل شدن به اين و آن عادت نداده بودم.
4- منفعل نشدن از بابت محروميتهای اجتماعی
پاره ای اشخاص، از نداشتن پست و شغل مناسب و يا در اختيار نداشتن پول کافی و امکانات لازم، افسرده و اندوهگين شده، و با مشاهده برخی افراد- که از موقعيت اجتماعی برخوردار می باشند- نشاط و شادابی خويش را از دست داده و يأس و نوميدی بر فضای روحشان حاکم می گردد.
امام علی عليه السلام، در نکوهش اين دسته افراد می فرمايد: " برخی مردم، از بابت در اختيار نداشتن چيزی که ( در حال حاضر) مقدر نيست به او دست يابند، اندوهگين می شوند"[1].
بی اعتباری موقعيت هاي اجتماعي
چه بسا؛ انسان بتواند با برخورداری از جاه و مقام و موقعيت اجتماعی و يا داشتن پول، ثروت و امکانات، شادی و نشاطی را برای خويش، به ارمغان آورده و به قول معروف،" با دمش گردو شكسته" و بر اين تصور باشد که به اختيار خويش، می تواند حافظ و نگهبان هميشگی آنها باشد، ولی به زودی خواهد فهميد که چنين نيست و با کمترين تغيير و تحول، و يا قدری مسامحه و بی دقتی و...، پست خويش را از دست داده و تمامی امکانات در اختيار وی نيز، از او باز پس گرفته شده، و يا اموالش به سرقت رفته و يا دچار حريق و آتش سوزی گشته است.
اين مجموعه حوادث و عوامل که نمونه های فراوانی در روزگار ما و تمامی اعصار داشته و دارد، درس عبرتی است برای تمامی کارکنان که همواره چرخِ دوّار ثابت نمی ماند و دائم در تحول و گردش است. بنا بر اين، برای آنچه فعلاً در اختيار توست و ممکن است پس از ساعات و يا ايامی از چنگ تو درآيد، شادمانی و سرور بی معنا و مفهوم است.
امام علی عليه السلام خطاب به مردم در شهر کوفه چنين می فرمايد: " ای مردم!
آنچه زينت يک کارمند خداشناس و ديندار، محسوب می گردد، بی رغبتی و دوری وی از جلوه ها و زخارف دنيوی است.
پست و مقام، يکی از بارزترين مظاهر حيات دنيوی به شمار می آيد، و کشش و جاذبه قوی آن، همگان را به سوی خويش کشانده و مجذوب خويش نموده است. ليکن از شاخصهای برجسته انسان مؤمن و خداشناس، دوری از تمامی علائم و نشانه های تعلّق به دنياست.
آثار بهره گيری از تجربه
در ميان سخنان علی عليه السلام، آثار متعددی برای به کارگيری درست و بجا از تجارب، و دستآوردهايی گران قيمت برای صاحبان تجربه، مطرح گرديده که عبارتند از:
1. ادب و نزاکت
" برای ادب و وقار آدمی، تجربه کافی است"[1].
2. انتخاب دقيق
" محصول تجربه، انتخاب درست و نيکوست"[2].
3. گول نخوردن
" کسی که تجربه اش اندک است، گول خواهد خورد"[3].
4. دورانديشی
" کسی که تجربه می اندوزد، دورانديشی وی افزون می گردد"[4].
5. رأی استوار
" انسان با تجربه، دارای استوارترين ديدگاه در ميان مردم است"[5].
6. ارزش و اعتبار
" تجربه، اعتبار و منزلت برای انسان پديد می آورد"[6].
[1] - کفی بالتجارب مؤدِّباً. غررالحکم، ج 4، ص570.
[2] - ثمرة التجربة، حسن الاختيار. غررالحکم، ج 3، ص327.
[3] - من قلّت تجربته، خدع. غررالحکم، ج 5، ص 185.
[4] - من يجرّب يزدد حزماً. غررالحکم، ج 5، ص203.
[5] - أملک الناس لسداد الرأی، کلّ مجرّب. غررالحکم، ج 2، ص408.
[6] - التجربة تثمر الاعتبار. غررالحکم، ج 1، ص 278.
عقل و خرد بشری، سرمايه ای عظيم و غير قابل انکار است که خدای متعال به آحاد انسانها، ارزانی داشته و آنان را برای هميشه و همه جا، با اين رسول درونی، همراه ساخته است. بهره گيری اندک از اين نعمت الهی، از سويی جفا و ظلم به نعمتهای پروردگار محسوب می شود و از سوی ديگر، انسان را به سراشيب هلاکت و نابودی رهنمون می سازد.
هر چه از خرد و عقل در برابر حوادث و رخدادها، تصميمات و اقدامات، بيشتر بهره گيری شود، نتايج و آثار سودمندتری به دست خواهد آمد.
تأثير همآويزی خرد و تجربه
تبعات کوتاه همّتی
کارکنانِ کوتاه همّت، افزون بر محروميت از عواقبِ بار شده بر علوّ همت، از پاره ای آثار و تبعات نامطلوب ديگر نيز، بی نصيب نخواهند ماند. پاره ای از اين نتايج ناگوار، عبارتند از:
1. حسادت ورزيدن
نيروهايی که به دليل فقدان عزم و اراده کافی، از ضعف عملکرد و ناتوانی در به پايان رساندن مأموريتها و وظايف محوّل، رنج می برند، به منظور جبران کاستيهای خويش، دست به تضعيف و سبک جلوه دادن اقدامات منطقی و سنجيده همکاران بر می آيند. چنين حرکاتی، ناشی از حسادت و رشک کارمند به توفيقات و پيشرفتهای همکارش می باشد.
حضرت امير مؤمنان علی عليه السلام می فرمايد: " کسی که دارای همّتی اندک و ناچيز است، به تلاشها و موفقيّتهای ديگران، حسادت می ورزد"[1].
آثار بلند همّتی
از نگاه امير مؤمنان علی عليه السلام، همّت بلند و اراده پولادين، از نتايج و آثار کم نظيری برخوردار است که به پاره ای از آنها اشاره می کنيم.
1. عملکرد موفق
نتيجه بلند همتی و تلاش و کوشش مستمرّ، چيزی جز اقدامات موزون و قابل دفاع نمی باشد. در حقيقت؛ کار زيبا و دلپذير، حاصل همّت والاست.
امام علی عليه السلام می فرمايد: "عملکرد زيبا، از علوّ همت حکايت دارد"[1].
راههای دستيابی به همّت بلند
پاره ای عوامل دست به دست هم داده، و مانع همّت عالی انسان می گردد. از اين رو؛ برای آراسته شدن به اين خصوصيت پر ارزش، امام علی عليه السلام، راههايی همچون موارد ذيل را پيش روی همگان قرار داده اند.
1. کم خوری
در طول تاريخ عالمان و انديشمندان، از رهگذر کم خوری و پرهيز از شکمبارگی و زياده خوری، به مقاصد ارزشمند خويش دست يافتند. مروری بر تاريخ زندگانی آن بزرگمردان، شاهد صدق اين مدعاست.
امير مؤمنان علی عليه السلام می فرمايد: " همّت و عزم با سور چرانی و شکمبارگی ناسازگار است"[1].
عطف توجّه کارکنان، به پاره ای از خصوصيات و رفتارهای فردی خويش، در راستای وصول به هدف فوق، تعيين کننده و حائز اهميّت می باشد که در اين گفتار، با بهره گيری از سخنان حکيمانه علی عليه السلام، رفتارها و خصوصيات اخلاقی که کارکنان با اهتمام به آنها، خواهند توانست تأثيرات اخلاقی والايی را در محيط کار خويش و به تبع آن در سطح جامعه گذاشته، ارائه نموده و توجّه خوانندگان گرامی را بدانها جلب می کنيم.
بی ترديد؛ کارکنان، در قبال حقوق و وظايفی که بر گردن مديران دارند، از نقشی ويژه در سازمان برخوردار هستند.
توجّه اساسی به نقش و جايگاه کارکنان، در کنار اهتمام به حقوق مسلّم و اساسی آنها، از جمله مصاديق انصاف و عدالت است که دين مبين اسلام بر آن تأکيد ورزيده و همواره پيروان خويش را بدان سفارش نموده است.
از اين رو؛ اگر در سخن و عمل رهبران دينی، به تعامل مشترک ميان مديران و پرسنل دستگاههای اجرايی و روابط فيمابين آنان، عنايت شده و هيچيک از حقوق و وظايف، فدای يکديگر نشده اند، دقيقاً در راستای همين اصل از اصول اسلامی يعنی مساوات و انصاف، می باشد.
اصلاح فردی، زمينه ساز تحوّل اجتماعی