تبليغاتX
الگوي برتر مديريت - 11) نقش فردي كاركنان در سازمان ها

الگوي برتر مديريت

افكار و انديشه هاى يك مدير

11) نقش فردي كاركنان در سازمان ها

از اين رو؛ در سال اول قسمتی از لوازم منزل را كه می شد از آن دست كشيد، فروختم و مسير قناعت به كم و اكتفاء به غذاهای نامناسب را در پيش گرفتيم. به هر تقدير؛ سال اول با قحطی و گرانی روز افزون در عراق و لبنان گذشت و من همچنان به درس و بحث مشغول بودم و از مراجعه و استمداد از اين و آن، روی گردان بوديم و به گرانی و كمبود اعتنائی نمی كرديم. در سال دوم، قسمتی از كتاب هائی را كه ممكن بود بفروشم، فروختم و آن سال را نيز گذرانيدم و در سال سوم، زيور آلات خانواده را فروختم و سال چهارم در حالی فرا رسيد كه ما هيچ چيز برای فروختن و امرار معاش نداشتيم و قحطی و گرانی هم همچنان ادامه داشت. من همچنان بدون اعتناء به آن وضع، به مطالعات و درس و بحث خود مشغول بودم.

يك روز عصر كه در منزل مشغول مطالعه بودم با صدای در برخاستم و در را باز كردم و ديدم شيخ عاملی حداثی- که رحمت خدا بر او باد- است و با خويش  نامه ای از سوی مردی بنام شيخ محمد سلامه عاملی را برای من آورده است. وی در نامه خويش نگاشته بود كه حاج حسين، مقدار ده ليره - ليره طلای عثمانی- يا بيشتر به من داده است تا آن را برای شما بفرستم.

اين در حالی بود که من تا آن وقت، نه حاج حسين را می شناختم و نه از شيخ محمد سلامه، چنين سابقه ای را ديده بودم. به زودی دريافتم که خدا، ما را به حال خودمان وانگذاشته و طبق لطف هميشگی اش ما را متنعم ساخته و اين لطف و رحمت، كار اوست"[1].

 


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - اعيان الشيعه، جلد 10، ص 357.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 23:23  توسط علي اصغر عطاران طوسي  |