تبليغاتX
الگوي برتر مديريت - 8) نقش فردي كاركنان در سازمان ها

الگوي برتر مديريت

افكار و انديشه هاى يك مدير

8) نقش فردي كاركنان در سازمان ها

 

بی ارزشی کار اخروی در عين دلبستگی به جاذبه های دنيوی

از اين روست که؛ در کلام اوليای دين، آحاد مردم به پرهيز از شهوات دنيايی، دعوت شده اند. در فرمايشات اين بزرگان، وجه تمايز فرد مؤمن از بی ايمان، جلوه نمودن و يا بی جاذبه بودن مطامع و مظاهر دنيوی، در پيش چشم او، تبيين گرديده به گونه ای که اگر هم برای زندگی اخروی تلاش نمايد ولی همچنان عشق و ولَع نسبت به دنيا بورزد، عمل او پذيرفته نيست.

امام علی عليه السلام می فرمايد:" عمل کردن برای آخرت، اگر با ميل و رغبت به مظاهر دنيوی همراه باشد، سودی نخواهد داشت"[1][1].  

در حقيقت؛ اگر پست و مقام با نگاه صرفاً مادی، چشم انسان را گرفته، و وی را بفريبد، گرچه موجب شادمانی و خرسندی می گردد ولی زودگذر و موقّت خواهد بود، واگر بدان، رويکردی معنوی داشته تا از رهگذر آن، در مسيرخدمت رسانی به مردم و کسب رضايت الهی گام بردارد، نتيجه ای جز سنگين شدن بار مسئوليت آدمی، در بر نخواهد داشت.

غم يک قرص نان، بهتر از تشويش يک خلق جهان

می گويند؛ چون عمر يكی از شاهان، به پايان رسيد، وصيت كرد که؛ نخستين شخصی كه صبح فردا از دروازه شهر، وارد گرديد، تاج پادشاهی را بر سرش بگذاريد و كشور را در اختيارش قرار دهيد. رجال مملكت در انتظار صبح به سر بردند. از قضای روزگار نخستين كسی كه از دروازه شهر وارد شد، يك نفر گدا بود كه تمام داراييش يك لقمه نان و يك لباس پروصله، بيش نبود.

اركان دولت و شخصيتهای برجسته كشور، مطابق وصيت شاه، تاج شاهی بر سر گدا نهاده و كليد قلعه ها و خزانه ها را به او سپردند. او مدتی به كشورداری پرداخت. طولی نكشيد كه فرماندهان از اطاعت او سرباز زدند و دشمنان، در كمين و شاهان اطراف، بنای مخالفت با او را گذاشتند. قسمتی از كشورش را تصرف نمودند و از كشور جدا ساختند. گدای تازه به دوران رسيده خسته شد و خاطرش بسيار پريشان گشت. يكی از دوستان قديمش از سفر بازگشت و ديد دوستش به مقام شاهی رسيده، نزد او آمده و گفت: شكر و سپاس خداوندی كه گل را از خار بيرون آورد و خار را از پای خارج ساخت و بخت بلند تو را به پادشاهی رسانيد و در سايه اقبال سعادت، به اين مقام ارجمند نايل شدی.

شاه جديد، كه از پريشانی، دلی نا آرام داشت، به دوست قديمش رو كرد و گفت: ای دوست عزيز! به من تسليت بگو كه جای تبريك نيست. آنگه كه تو ديدی، غم نانی داشتم و امروز تشويش جهانی! در آن زمان كه گدا بودم، تنها برای نان غمگين بودم ولی اكنون برای يک جهان، غمگين و پريشانم [2][2].

بنا بر اين؛ بار سنگين پست، جز اضطراب و نگرانی برای انسان در پی نخواهد داشت.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 [1][1] - لاينفع العمل للآخرة مع الرغبة فی الدنيا. غررالحکم، ج 6، ص412.

[2][2] - حكايتهای گلستان سعدی به قلم روان، باب 2، حکايت68.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 23:25  توسط علي اصغر عطاران طوسي  |